تبليغاتX
هواپیما های مدرن در air-a
Click the image to open in full size.


سوخوی 39 یک جنگنده چند ماموریته و نگارش جدید جنگنده سوخوی 25 فروگ فوت است، البته این جنگنده از قابلیت مانور بیشتر، پرواز در ارتفاع پایین بهتر و قابلیتهای درگیری هوا به هوای بهتری نسبت به سلف خود برخوردار است. این جنگنده همانطور که گفته شد همان سوخوی مدرنیزه شده است که توانایی نفوذ به سیستمهای دفاع هوایی دشمن را دارد بدون اینکه خطری آن را تهدید کند.
مزیت مهم این جنگنده خلبانی و نگهداری آسان آن و در عین حال ارزان بودن و قابلیت اعتماد زیاد به این جنگنده است. اولین سریالهای شروع سوخوی 39 در سال 1996 وارد خدمت شد. در سال 1984 اولین سری جدید پیشرفته سوخوی 25 موسوم به سوخوی 25 ( تی ) اولین پرواز خود را انجام داد. هدف از ساخت این جنگنده نابودی مخازن سوخت و توانایی حمله به وسایل نقله جنگی و کشتی ها و همچنین توانایی پرواز در روز و شب و در انواع شرایط اب و هوایی و در نهایت حمله به مراكز تجمع و نفوذ به عمق مواضع دشمن است. این جنگنده بر مبنای سوخوی 25 ( یو بی ) که گونه آموزشی دو نفره سوخوی 25بود، ساخته شد. البته در سوخوی 39 کابین کمک خلبان به تجهیزات جدید مجهز شده و همچنین مخازن سوخت اضافی برای این جنگنده تعبیه است. سرعت جنگنده به 450 کیلومتر در ارتفاع پایین و 800 کیلومتر در ساعت در ارتفاع بالا با مهمات و مخازن سوخت افزایش یافته است. همچنین این جنگنده به این قابلیت دست یافته است تا مخازن سوخت بیشتری نیز حمل کند. سوخوی 39 قادر به حمل چهار مخزن سوخت با وزن استاندارد 800 یا 1150 لیتری در زیر بالهاست.

هواپیما از مانورپذیری بالایی در ارتفاع بالا و پایین برخوردار است و می تواند با سرعت در طول یک خط بچرخد و حمله اش را دوباره شروع کند بدون اینکه آسیبی ببیند و یا با مشکلی در مواجهه با اهداف زمینی یا هوایی روبرو شود. این خصیصه به سوخوی 39 امكان حمله به اهدافی كه حمله به آنها به علت موقعیت جغرافیایی برای سایر هواپیماها دشوار است ( جنگلها، مناطق کوهستانی و از این قبیل) را می دهد. قدرت موتورهای سوخوی 39 نسبت به سوخوی 25 تا حدود 10 درصد افزایش یافته است. موتور ها هرکدام 4500 کیلوگرم قدرت دارند كه این قدرت زیاد، وزن بالا را برای مانور جبران می كند. وزن هواپیما در بیشترین حالت 2 تن افزایش یافته است. تجهیزات بورد های هواپیما، سیستم کنترل تسلیحات و سیستم الکترونیک-نوری هدف گیری همه مدرنیزه شده است. سوخوی 39 یک تلویزیون کنترل بنام شاکول در سمت راست کاکپیت خود دارد. زاویه دید شاکول 10 درجه است و توانایی بزرگ نمایی 23 ایکس را داراست. این سیستم شامل جستجو-شناسایی و انتخاب هدف وتصمیم به ردیابی برای موشک های وییخر و تسلیحاتی که با لیزر رهگیری میکردند هماهنگ شده بود. خلبان میتواند به کمک این سیستم اهداف را به طور مستقیم علامت گذاری کرده و طبق علامت گذاری ، موشک ها را به طرف آنها شلیک کند.

سوخوی 39 به کمک این سیستم میتواند که در ارتفاع پایین و شب هم پرواز داشته باشد و و با استفاده از روزنه زیر بدنه جنگنده که سوراخ( لنز) دید تلویزیون در آن واقع شده اهداف را ببیند و ترتیب کار را بدهد.
سیستم جهت یابی ترکیب شده با سیستم های علامت دهنده هوایی، سیستم فرود، سیستم مخابراتی، سیتم های زاویه های رفت وبرگشتی ، همه با هم یک پارچه شده اند.سوخوی 39 با بی سیم های الکترونیکی میتواند مجموعه اقدامات پدافندی پیچیده متقابل دشمن را با صحت زیاد گزارش دهد.
دستگاه شناسایی اصلی برای ردیابی اهداف و رادار ها از فرکانس 1.2 تا 18 گیگاهرتز استفاده می کند. سازند گان سوخوی 25 ( تی ) با استفاده از سیستم اقدام متقابل سعی در دفاع از هواپیما در مقابل موشک های جستجوگر مادون قرمز داشته اند.



Click the image to open in full size.


سوخوی 39 اصلاحات زیادی را در مورد حمل موشک های هوا به زمین را پذیرا شده است. این در مورد موشک های هوا به هوا نیز صادق است. سوخوی 39 میتواند موشک های ضد رادار، راکتهای 85 یا 250 میلیمتری ،توپ 30 میلیمتری، بمب های با وزن از 500 کیلو تا بیش از 3000 کیلو، موشک های ضد تانک وییخر که از سلاح های اصلی و انعطاف پذیر سوخوی 25 ( تی ) یا همان سوخوی 39 هست مورد استفاده قرار دهد. سوخوی 39 قادر به حمل 16 موشک است که در دو طرف هواپیما به صورت 2 دسته 8 قرار می گیرد. اگر موقعیت مرکز رادیویی اجازه دهد سوخوی 39 با رادار فعال قادر به شلیک موشک های ضد کشتی کا-اچ-31 و کا-اچ-35 است.
هر سوخوی 39 مدرنیزه شده قادر به حمل 4 موشک ضد کشتی است. وزن تمام تجهیزات قابل حمل توسط سوخوی 39 برابر 1151 کیلو گرم است. ترکیب سیستم های مخابراتی جدید هواپیماهای سوخوی 25 ( تی ) بنام kopiye-25 برگرفته از سوخوی 25 ( تی/ام ) هست.دید عملیاتی سیستم موقعیت یاب kopiye-25 برای تعیین اهداف زمینی و انتخاب موشک های هوا به زمین در باندامواج الکترومغناطیسی طرح ریزی شده است و برای درگیریهای هوایی وانتخاب موشک های هوا به هوا از حالت نقشه خوانی هوایی استفاده میشود. سوخوی 39 با داشتن مهمات، قابلیت تیک-آف و لندینگ در باند های فرود غیر هموار ( یا نا آماده ) مثلا در کوهستانها تا ارتفاع 3000 متر از سطح دریا را داراست. یك باند 1200 متری برای تیك-آف هواپیما کافیست . به این ترتیب سوخوی 39 می به طور غیر مترقبه به دشمن هجوم آورد.
سوخوی 39 از ارزانترین هواپیماهای ضربتی از نوع خودش است. به علاوه تعمیر و نگهداری و پرواز با آن نیاز به مهارت بالایی ندارد.. سوخوی 39 حتی می تواند به جای نفت سفید از سوخت دیزل هم استفاده کند. خلبانان با هر درجه ایی از مهارت می توانند با آن پرواز کنند. در نهایت سازندگان این هواپیما به جهت كاربری آسان آن طی مدت خدمت پیش بینی شده30 ساله به خود می بالند به گونه ای كه تعمیرات و سرویس موتوریش در همان پایگاهی که مستقر است قابل انجام می باشد و دیگر نیاز به حمل ونقل هوایی آن نیست . یک گروه از جنگنده های سوخوی 39 در صورت مسلح شدن به موشک های هوا به هوای کلاس میانی می توانند در درگیری های موشکی با جنگنده های مدرن با موفقیت بجنگند به ویژه اگر سوخو های 39، موشک های جدید
RVE-DE را به کار ببرند. در این صورت این هواپیماها می توانند برای محافظت در مقابل جنگنده های دشمن، اتكای بیشتری به خود داشته باشند و با آسودگی خاطر بیشتر به اهداف خود هجوم برند.




Click the image to open in full size.



مشخصات جنگنده سوخوی 39
خدمه:1 نفر
سال ورود به خدمت:1996
طول:21.9 متر
طول باله ها:14.7 متر
ارتفاع:5.9 متر
وزن نرمال:17 تن
ماکزیمم وزن برای تیک اف: 21.5 تن
موتور :2 عدد موتور
با کشش 9000 کیلو گرم2*4500 (بیش از 18000 پوند)
سقف ارتفاع:16کیلو متر
ماکزیمم سرعت:950 کیلو متر در ساعت در ارتفاع بالا
برد پروازی:1000 کیلومتر
مهمات
1 عدد توپ 30 میلیمتر،توانایی حمل موشک های هوا به هوای آر-60/ آر-73 و موشک های هوا به زمین
KH-23/25/29/31/35/58
توانایی حمل 16 موشک ضد تانک وییخر و دیگر موشک ها. همچنین توانایی حمل 3 تن
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 16:14 |
Su-30 در آسیا پاسیفیک
یك بررسی در موجودی هواپیماهای نیروهای هوایی منطقهء آسیا - اقیانوس آرام، بر این موضوع دلالت دارد كه اغلب این كشورها، از هواپیماهای قدیمی و منسوخ ساخت ایالات متحده نظیر F-4 و F-5 استفاده می‏كنند و تنها در معدودی از نیروهای هوایی این منطقه، تا حد اندكی از هواپیماهای جدیدی نظیر F-16 و F/A-18 استفاده می‏شود.
نیروی هوایی هند، جنگنده سوخوی Su-30MKI را خریداری كرده است كه توان بالقوه و بسیار بالایی را به نیروی هوایی هند بخشیده است؛ پیشتر از این، خرید جنگنده‏‎های Su-27 توسط ویتنام و Su-30MKK توسط چین، باعث توسعهء بیشتر و كمك به توازن قوای مسلح بین نیروهای هوایی منطقهء آسیا – اقیانوس آرام شده بود.
در بازار رقابت برای خرید هواپیماهای نظامی در منطقهء آسیا- اقیانوس آرام، به علت خرید سوخوی30 توسط نیروی هوایی هند، توان بالقوهء مورد نیاز منطقه، جهت خریدهای ویژه و مناسب‏تر، افزایش یافته است و هیچ كشوری، حاضر به خرید جنگنده‏های قدیمی و نامناسبی نظیر Chengdu F-7 نمی‏باشد.
«قابلیتهای پروازی»، «ویژگی‏های شاخص تكنیكی» و «توان رزمی» هر هواپیماهای جنگنده، به وظائف تاكتیكی و محیط انجام ماموریتی كه از ابتدا و در زمان طراحی برایش در نظر گرفته‏اند، برمی‏گردد. این فاكتورها، می‏تواند عامل تمایزی بین جنگنده‏های روسی و سایر هواپیماها باشد. برای مثال شكاری – رهگیری F-14 تامكت، از ابتدا برای محافظت ناوهای هواپیمابر ایالات متحده در برابر موشكهای ضدكشتی دوربرد یا موشكهای كروز پرتابی بمب‏افكن‏های روسی، طراحی و ساخته شد؛ ضمن اینكه توان بسیار بالقوه‏ای برای هدفگیری BVR (دوربرد یا ماورای دید) هواپیماهای مهاجم داشت. اما پس از فروپاشی اتحاد شوروی، و نبود تهدیدی بالقوه برای ناوگان ایالات متحده، شاهد آن هستیم كه این شكاری – رهگیری بی‏همتا، به موزه‏های ایالات متحده منتقل می‏‎شود؛ زیرا دیگر خطری از نوع موشكهای كروز دوربرد و ضدكشتی، به هیچ وجه و در هیچ نقطهء جهان، ناوگان ایالات متحده را تهدید نمی‏كند.
در طراحی جنگندهء Su-30MKI، جزئیاتی كه باعث توانمندی سوخوی27 شده بود، لحاظ شده است و از این رو سوخوی30 ویژهء نیروی هوایی هند كه Su-30MKI نامیده می‏شود، كاملن بر جنگندهء برتری هوایی سوخوی27 برتری دارد و دارای ویژگی‏ها و قابلیتهای بسیار پیشرفته‏ای نسبت به سوخوی27 شده است.
جنگندهء برتری هوایی = air-superiority fighter

البته باید به این نكته توجه كرد كه مقایسهء Su-30MKI كه هواپیمایی در كلاس جنگنده‏های سنگین قرار دارد و قیاس آن با هواپیماهایی نظیر F-16C سری Block50/60 و F-18E/F، صحیح نمی‏باشد؛ زیرا Su-30MKI از نظر تئوری، در رده‏بندی متفاوتی از این جنگنده‏های آمریكایی قرار دارد؛ و این جنگنده‏ها، هركدام بر اساس نیاز بالقوهء منطقهء رزمی خود، طراحی و ساخته شده‏اند.
برای مثال، جنگندهء F-18E/F كه بر اساس طرح هواپیمای F/A-18 ساخته شده است، دارای قابلیتهای ضربتی مشخصی می‏باشد كه از این لحاظ، به جنگندهء روسی سوخوی30، شباهت بیشتری پیدا می‏كند.

نمایشگاه هوایی برلین: جنگندهء مشهور روسی Su-37 در كنار F-16C آمریكایی
در طراحی جنگندهء Su-30MKI، تمام جزئیات Su-37 و حتا بیشتر از آن، لحاظ شده است.
 
 

اصول اولیهء تاكتیكها و شاخص‏های تكنیكی كه مشخص كنندهء قابلیتهای یك هواپیما هستند، شامل «قابلیتهای پروازی»، «سیستم‏های آویونیك» و «ویژگی‏های مهمات قابل حمل» می‏باشد. تحلیل‏گران هواپیماهای جنگنده، بر اساس این شاخص‏ها، اقدام به مقایسهء هواپیماها و سطح تكنیكی‏شان می‏كنند.
در طراحی ساختاری و نحوهء پیكربندی آئرودینامیكی جنگندهء Su-30MKI، از آخرین دستآوردهای تحقیقاتی و تكنولوژیكی بدست آمده، استفاده شده است به طوری كه این هواپیما را در برخی موارد در كلاسی بالاتر از جنگنده‏های نسل چهارم قرار می‏دهد. این جنگنده در طبقه‏بندی هواپیماهای سه‏باله (triplane) قرار می‏گیرد، بدین معنی كه به جز بال معمول هواپیما، دو بالچهء كوچك نیز در جلوی هواپیما تعبیه شده است. Su-30MKI دارای بدنه‏ای كشیده‏تر بوده و اندازهء ریشهء بالهایش نیز افزایش پیدا كرده است. تاثیر متقابل بالچه‏های كوچك جلوی هواپیما و اندازهء ریشهء بال افزایش داده شده، باعث ایجاد جریان گردابی سازگار با بال هواپیما می‏شود و بدین طریق، پسای ایجاد شده، كاهش می‏یابد.
طراحی هواپیماهای F-16 و F-18، به اوائل دههء 1970 باز می‏گردد؛ اما در مقام قیاس، راندمان آئرودینامیكی هواپیمای جنگندهء Su-30MKI، همانند تمامی هواپیماهای مشتق شده از خانوادهء سوخوی27، در بین تمام هواپیماهای حال حاضر جهان، بی‏همتاست و دارای بازدهی بیشتری حداقل به میزان 50 تا 100 درصد نسبت به سایر جنگنده‏هاست.
راهی كه برای طراحی و ساخت جنگندهء موفق Su-30MKI پیموده شد، آخرین روش و برنامهء مدرن سازی هواپیماهای جنگنده قدیمی به شمار می‏رود كه اجرای چنین روشی، باعث تولد جنگنده‏های بسیار موفقی نظیر F-16C/D Block 60 و F/A-18E/F Super Hornet نیز شده است. در اغلب این جنگنده‏های بهینه شده، مساحت بال و طول بدنه افزایش یافته و تغییرات عمدهء ساختاری نسبت به طرح اولیه‏شان به وقوع پیوسته است.

مانور پذیری
موتورهایی با قابلیت تغییر بردار رانش (یعنی با خروجی اگزوز متحرك) بر روی Su-30MKI تعبیه شده است كه این جنگنده را قادر می‏سازد مانور سنگین موسوم به «كبرا» را انجام دهد. در انجام این مانورهای سنگین، زاویهء حمله به رقم 180 درجه نیز می‏رسد. انجام این گونه حركات پروازی، تنها یك مانور آكروباتیك به شمار نمی‏روند بلكه در ردهء «ابر مانور» قرار می‏گیرند كه در هنگام نبرد نزدیك هوایی، بسیار كارآمد هستند. این در حالی است كه حداكثر زاویهء حمله در F-16 به 30 درجه و در F-18 به 40 درجه محدود می‏شود و این هواپیماها نمی‏توانند با حداكثر مهمات بارگذاری شده، به حداكثر زاویهء حملهء خود، دست پیدا كنند.
ابر مانور = SuperManeuverability

مطابق ویژگی‏های معمول در امر مانورپذیری هواپیماهای جنگنده، تمامی این جنگنده‏ها (F-16 و F-18 ) به یكدیگر شباهت دارند؛ در حالی كه مطابق با ارزیابی‏های اولیه، ابرمانورپذیری جنگندهء Su-30MKI، باعث احتمال 30 درصد برتری در نبردهای نزدیك هوایی می‏شود.
تمامی هواپیماهای جنگی، قابلیتهای گوناگونی برای پشت سر گذاشتن مشکلات ناشی از عدم دقت در استفاده از تسلیحات دارند. برای حل این مشکل، در جنگندهء Su-30MKI جهت افزایش کارایی رزمی خدمه، از وجود یک کمک خلبان (اپراتور) استفاده شده است که افزایش دقت در هدفگیری تسلیحات و یا انجام پذیر شدن ماموریتهای گروهی را فراهم می آورد.

سیستم های الکترونیک
اما نقش سیستم های الکترونیک یا آویونیک هواپیماهای جنگی، روز به روز در حال رشد و توسعه می باشد. در جنگندهء Su-30MKI زیرمجموعه ای از سامانه های اصلی، نظیر سیستم های ناوبری، ادوات مخابراتی و آلات دقیق داخل کابین،‌ با انجام مناقصه و مشارکت کمپانی های خارجی طراحی و توسعه یافته اند؛ در نتیجه، این ادوات، از نظر سطح تکنولوژیکی، با بهترین تولیدات کمپانی های خارجی، برابری خواهند نمود.
مزیت های فوق العادهء رادار جنگندهء Su-30MKI از جهت برد شناسایی، پویش قطاع ها و مصونیت بالا در برابر اغتشاشگرهای الکترونیکی دشمن، آن را در بین پرتاثیرترین رادار هواپیماهای جنگنده در جهان، جهت عملیات دوربرد شکار هواپیماها قرار داده است.
امروزه جنگنده های مدرن روسی نظیر Su-30، به سیستم های بسیار پیشرفته الکترواپتیکالی مجهز هستند. به وسیلهء این سیستم ها، می توان اهداف را جستجو و یافت کرد و بر رویشان قفل نمود. این سیستم همچنین می تواند به طور خودکار بر روی سطح زمین یا پهنهء آسمان، به جستجوی اهداف پرداخته و آنها را با تسلیحات هدایت شونده، به راحتی مورد اصابت قرار دهد. از جملهء سیستم های الکترواپیتکالی به کار رفته در Su-30 و MiG-29، می توان به جستجوگر مادون قرمز IRST اشاره کرد. این سیستم، مستقل از رادار، به کشف اهداف می پردازد، از این رو، به هنگام قفل بر روی اهداف هوایی، دستگاه «گیرندهء اخطار راداری»، پیغام خطر را برای خلبان هواپیمای دشمن، پخش نمی کند و خلبان متوجه رهگیری شدن هواپیمایش نمی شود.
همچنین استفاده از مکان یاب اپتیکالی و سایت نشانه روی نصب شده داخل کلاه خلبان، کمک شایانی به دقت هدفگیری اهداف هوایی می نماید.

IRST مخفف Infrared Search and Track
گیرندهء اخطار راداری = Radar Warning Receiver یا RWR
سایت نشانه روی داخل کلاه خلبان = Helmet-Mounted Sight یا HMS


سیستم با دقت بسیار بالای هدفگیری و ضد اغتشاش به کار رفته در Su-30 که با رادار بسیار پیشرفته، هماهنگ شده است، به راحتی امکان هدفگیری دقیق اهدافی فراتر از 50 کیلومتر را فراهم می آورد که حاکی از توسعهء راندمان رزمی کلی جنگنده نسبت به Su-27 می باشد.
سایت نشانه روی داخل کلاه خلبان، تنها برای هدفگیری جنگنده های دشمن کاربرد دارد، در حالی که سیستم های الکترواپتیکالی، عمدتن برای کشف و انهدام اهداف زمینی استفاده می شوند. این سیستم روسی، مشابه سیستم LANTIRN جنگندهء F-16 و ATFLIR جنگندهء F-18E/F می باشد؛ هرچند که سابقهء استفاده چنین سیستمی در جنگنده های غربی، بیشتر است.

LANTIRN یا Low Altitude Navigation and Targeting Infrared for Night
LANTIRN


ATFLIR یا Advanced Targeting Forward Looking Infrared
ATFLIR
 

توان حمل مهمات
در قیاس با F-16C سری Block 50، جنگندهء Su-30 حدود 20 درصد توان بیشتر برای حمل مهمات دارد که بدین جهت، زمان لازم جهت انهدام اهداف زمینی، برای یگان به خدمت گیرندهء Su-30، کاهش می یابد. یعنی در یک سورتی پرواز، 5 فروند جنگندهء Su-30 به اندازهء 6 فروند F-16C قابلیت حمله به اهداف زمینی را پیدا می کنند؛ به ویژه اگر از بمب به جای موشکهای هدایت شونده استفاده نمایند. در این میان، از نظر بارگذاری مهمات، تنها جنگندهء سوپرهورنت F-18E/F با جنگندهء Su-30 برابری می کند.
نکتهء قابل توجه دیگر این است که از نظر تنوع به کارگیری تسلیحات، جنگنده های روسی، برتری قابل ملاحظه ای نسبت به F-16C سری Block 50/60 دارند و تنها جنگندهء سوپرهورنت F-18E/F با جنگندهء Su-30MKI قابل قیاس می باشد.

ملاقات یک جنگندهء F-18 استرالیا با Su-27 روسیه در آسمان 
 

از نظر مکان یابی و حمله به اهداف هوایی در زوایای مختلف، قابلیت مانور و غیره، موشک کوتاه برد هوا به هوای R-73E یکی از تسلیحات اصلی به خدمت گرفته شده با Su-30MKI می باشد که کارکردی مشابه موشکهای کوتاه برد هوا به هوای غربی داشته و می شود گفت یکی از بهترین های کلاس خود می باشد.
اما موشکهای پرقدرت، بالستیک و دوربرد هوا به هوای مخصوص Su-30MKI، که بستگی به قابلیتهای رادار هواپیما دارند، امکان پیشگیری از حمله هوایی جنگنده های دشمن را می دهند و از نظر توان بالقوه، با رقبای غربی خود، برابر می کنند.
در Su-30 به طور استاندارد، 12 جایگاه حمل تسلیحات تعبیه شده است که امکان حمل ترکیبی از انواع مهمات هوا به هوا با قابلیت درگیری همزمان با چند جنگندهء دشمن را به این هواپیما می بخشند؛ بدین طریق، Su-30MKI توان دفع یک حملهء هوایی گسترده را دارد.

Su-30MKI دو برتری مهم نسبت به F-16C دارد که این برتری ها، یکی در زمینهء تعداد تسلیحات هدایت شوندهء هوا به زمین و دیگری در زمینهء دقت و قدرت فوق العادهء آنها در اصابت به اهداف زمینی می باشد.
قدرت تخریب بالای تسلیحات هدایت شوندهء هوا به زمین جنگندهء Su-30MKI، این امکان را می دهد تا اهداف بسیار مقاوم و حفاظت شده در زیرزمین را نیز به راحتی و دقت بالا منهدم سازد.
موشکهای میان برد هدایت شوندهء جنگندهء Su-30MKI می توانند از فواصل دور از دسترس پدافند دشمن، پرتاب شوند؛ اما جنگندهء سوپرهورنت F-18E/F، پس از سال 2005 به چنین موشکهایی مجهز شد. همچنین برای جنگندهء Su-30 موشکهایی هوا به زمین با قابلیت هدایت به وسیلهء ماهواره نیز پیش بینی شده است؛ هرچند در نمونه های صادراتی این جنگنده، همانند مدلهای فروخته شده به چین، هند، ونزوئلا و ایران، چنین امکانی حذف شده است.

برای جنگندهء Su-30MKI، موشکهای ضدکشتی و ضدرادار نیز پیش بینی شده است که از ای لحاظ، بر نمونه های غربی خود نظیر F-18E/F و F-16C کاملن برتری پیدا می کند.
مسلسل تعبیه شده در Su-30MKI دقت بسیار بالایی داشته و دارای گلوله های بسیار پرقدرتی می باشد که قدرت نفوذ در برخی خودروهای زرهی سبک را دارند؛ در حالی که مسلسل به کار رفته در F-16 و F-18، بسیار ضعیفتر بوده و تنها می تواند در نبرد نزدیک هوایی مفید واقع شود.
با در نظر گرفتن خصوصیات بی نظیر خانوادهء جنگنده های Su-30 که آن را از همتاهای غربی خود، کاملن متمایز می نماید، جنگندهء Su-30MKI که توسط چندین شرکت معتبر هواپیمایی، جهت نیروی هوایی هند، مورد بهینه سازی قرار گرفته است، به عنوان یکی از بهترین جنگنده های «چندکاره» در آغاز قرن 21 ام در نظر گرفته می شود.
جنگندهء چندکاره = Multirole Fighters

قیاس در نبرد هوایی دور
قابلیتهای هواپیماهای جنگی معمولن با مخلوطی از شاخص های بارز تعیین می شوند که کارایی کلی هواپیما را مشخص می سازند. بر اساس تخمین های اولیه، در نبرد هوایی از فاصلهء دور، جنگندهء Su-30MKI بدین ترتیب ارزیابی می شود:
* 20 درصد برتری نسبت به F-16C Block 50
* 15 درصد برتری نسبت به F-16C Block 60
* 12 تا 15 درصد برتری نسبت به F-18E/F
و این برتری، به دلیل «رادار با برد شناسایی بیشتر»، «امنیت بالا در برابر اغتشاشگرهای الکترونیکی»، «قابلیت کارکرد چندکاناله» و «مانورپذیری بسیار بهتر» می باشد.

قیاس در نبرد نزدیک هوایی
قابلیت ابرمانورپذیری جنگنده Su-30MKI و موشکهای هوا به هوای بهتر، به این جنگنده، برتری زیادی در «نبرد نزدیک هوایی» می بخشد؛ برتری این جنگنده در این حالت، به ترتیب زیر ارزیابی می شود:
* 10 تا 15 درصد برتری نسبت به F-16C Block 50
* 20 تا 30 درصد برتری نسبت به F-16C Block 60
* 15 تا 20 درصد برتری نسبت به F-18E/F
البته برخلاف Su30MKI، بارگذاری مهمات کامل در F-16C و F-18E/F، باعث کاهش قدرت مانورپذیری در نبردهای نزدیک هوایی می شود.
نبرد نزدیک هوایی = close air combat

نیروهای متخاصم: جنگندهء Su-30MKI هند و F-16A پاکستان 
 

قیاس در عملیات علیه اهداف زمینی
اما در مقام قیاس جهت قابلیتهای عملیات زمینی جنگندهء Su-30MKI با رقبایش، این آمار را نیروی هوایی هند و روسیه بدست آورده اند:
* 50 درصد برتری نسبت به F-16C Block 50
* 100 درصد برتری نسبت به F-16C Block 60
و این برتری مطلق Su-30 نسبت به F-16 در عملیات زمینی، به دلیل رادار پرقدرت «مراقبت و کنترل آتش»، «طول عمر تعمیراتی بالای رادار»، «قابلیت مانورپذیری بهتر»، «توان بیشتر بارگذاری مهمات» و «برد پروازی بیشتر» هواپیمای سوخوی30 می باشد.
اما در مورد هواپیمای سوپرهورنت F-18E/F، که مدرن سازی شده و به دلیل آن، برد پروازش افزایش یافته، مهمات بیشتری می تواتد بارگیری نماید و رادار مراقبت و کنترل آتش نیز ارتقاء یافته است، از نظر قابلیتهای عملیات زمینی، با اختلاف 15 تا 20 درصد برتری سوخوی30، در پشت Su-30MKI قرار می گیرد.

سوخوی30: جنگنده ای همه کاره
مورد دیگر متمایز کننده جنگندهء Su-30MKI، قابلیت انطباق پذیری بالای آن می باشد. سوخوی30 می تواند در نقش یک شکاری رهگیر دوربرد همانند F-14 Tomcat عمل نماید، یا یک جنگنده ضربتی همانند F-16C باشد، یا به عنوان هواپیمای فرماندهی عملیات، پرواز نماید. این جنگنده، همچنین می تواند به عنوان رهبر گروه پروازی جنگنده های گروههای مختلف، نظیر رهبری و هدایت جنگنده های کلاس سبک وزن همانند MiG-21، عمل نماید و بر عملیات مشترک این گروههای مختلف، نظارت و تمرکز کند. به علاوه، سیستم دیجیتالی «پرواز با سیم» جنگندهء سوخوی30 به نام SDU-30MKI، به این جنگنده امکان آن را می دهد که در نقش یک هواپیمای رزمی آموزشی عمل نماید.
پرواز با سیم = Fly-By-Wire یا FBW

بر طبق مقایسه ای که شرح آن را در بالا خواندید، جنگندهء Su-30MKI دارای قابلیتهای رزمی و شاخصهای تکنیکی فوق العاده ای است که به این جنگنده قابلیت «برتری هوایی»، «دفع حملهء هوایی وسیع دشمن»، «پشتیبانی عملیات رزمی سایر گروههای هوایی»، «انهدام گستردهء اهداف زمینی و دریایی» و «اجرای عملیاتهای گوناگون اختصاصی» را می بخشد.

خودمختاری رزمی سوخوی30
جنگندهء Su-30MKI جهت انجام ماموریت در فواصل دور طراحی شده است و جهت انجام ماموریتهای دوربرد خود، خودمختار عمل می کند و نیازی به هدایت از طرف اپراتور زمینی ندارد. بر خلاف جنگنده های F-16 و F-18، قابلیتهای اصلی سوخوی30، در حین انجام عملیات در فواصل نزدیک آشکار نمی شود، ضمن اینکه سوخوی30، برتری خود را در عملیاتهای نزدیک نیز به رخ حریفان می کشد.
براساس برآورد انجام شدهء بالا، جای امیدواری بسیاری برای کارخانهء سوخو وجود دارد تا مشتریان بالقوهء سوخوی30، قابلیتهای رزمی این جنگنده روسی و رقبایش را در بازار آسیا – پاسیفیک، مورد سنجش قرار دهند و آن را انتخاب کنند.

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 16:13 |
سوخوي اس يو 47 بركوت، با نام روسي Cy-47 Беркут (بركوت به معني عقاب طلايي) كه در ابتداي طراحي، با نام‏هاي S-32 و S-37 نيز شناخته مي‏‎شد، يك جنگندهء مافوق صوت آزمايشي، طراحي شده توسط شركت هواپيماسازي سوخوي مي‏باشد.


سوخوي47 بركوت

ويژگي ظاهري و چشم‏گير اين هواپيما، بالهاي رو به جلوي آن مي‏باشند كه اين جنگنده را بسيار به جنگندهء آزمايشي - مفهومي آمريكايي X-29 Firkin ساخت گرومن، شبيه مي‏نمايد. تنها نمونهء هواپيماي سوخوي47 توليد شده، به عنوان اثباتگر تكنولوژي‏هاي پيشرفته انجام وظيفه مي‏نمايد و ساخت دومين نمونهء آزمايشي اين هواپيما نيز كنار گذاشته شده است.


ايكس29 ساخت گرومن، اوّلين هواپيماي آمريكايي با طرح بالهاي رو به جلو

تاريخچه
طرح اوليهء سوخوي47، ابتدا به نام S-37 شناخته مي‏شد و شركت سوخوي، مدتي بعد و در سال 2002، هواپيما آزمايشگر تكنولوژي‏هاي پيشرفته‏اش را به Su-47 نام‏گذاري مجدد نمود؛ ضمن اينكه با نام مستعار Berkut به معني عقاب طلايي نيز شناخته مي‏شود. سوخوي47 در اصل به عنوان بستري جهت انجام آزمايشات مهم روسها در زمينهء مواد كامپوزيت و سيستم‏هاي پيچيدهء ديجيتال كنترل پرواز (FBW) ساخته شد. سوخوي47 با بهره‏گيري از بالهاي رو به جلو، توانمندي انجام مانورهاي بسيار عالي را دارد و قادر است در زاويه‏‎هاي حمله‏اي به اندازهء 45 و بيشتر نيز اقدام به عمليات نمايد.

مؤسسهء مطالعات هوايي تساگي (TsAGI) مدتها بود كه از مزيت‏هاي فراوان بالهاي رو به جلو اطلاع يافته بود. عمدهء اين دانش به واسطهء به غنيمت گرفته شدن يك فروند بمب‏افكن جت يونكرس287 ساخت آلمان نازي بدست آمده بود.

[
يونكرس287 از اوّلين هواپيماهاي جت و اوّلين هواپيما با بالهاي رو به جلو در جهان، ساخت آلمان نازي

بالهاي رو به جلو، نسبت به اغلب طرح بالهاي سنتي، باعث كسب بيشترين ميزان نيروي كشش شده، لحظات خميدگي بالها را كم كرده و زمان وقوع واماندگي يا استال را به تأخير مي‏اندازند. در زاويه‏هاي حملهء بالا، نوك بالها در وضعيت غير واماندگي باقي مي‏مانند و بدين جهت هواپيما قادر مي‎‏شود كنترل خود را با استفاده از سطوح متحرك حفظ نمايد. بدبختانه بالهاي رو به جلو، نيروي زيادي جهت از هم گسيختن (واگرايي) بالهايي كه از مواد معمولي ساخته شده‏اند توليد مي‏كنند. به تازگي كه استفاده از مواد كامپوزيت در ساخت بدنهء هواپيما رواج يافته است، امكان طراحي هواپيمايي با بالهاي رو به جلو را ميسر مي‏‎سازد.

همانند همتاي غربي خود، يعني جت ايكس-29 ساخت گرومن، سوخوي47 نيز يك طرح مفهومي اثباتگر تكنولوژي مي‏باشد و قرار است به عنوان بستري جهت پايه‏گذاري نسل آيندهء جنگنده‏هاي روسي به كار گرفته شود. چنين هواپيمايي نه تنها بايد همانند اف22 پيشرفته باشد، بلكه بايد به عنوان بستري جهت استفاده از تكنولوژي‏هاي نوين در جنگنده‏اي چون ميگ 1.44 باشد. با تمام اين اوضاع، كمپاني سوخوي اكنون تلاش دارد تا سوخوي47 را به نيروي هوايي روسيه و ساير مشتريان خارجي به صورت جنگنده‏اي مطابق نيازشان، بفروشد.



طراحي
سوخوي47 از نظر اندازه‎ها، بسيار به طرح جنگنده‏هاي بزرگ ساخت سوخو نظير سوخوي35 شباهت دارد. به منظور كاهش هزينه‏هاي طراحي، قسمت جلويي بدنه، دم و ارابه‏هاي فرود سوخوي47، از جنگنده‏هاي خانوادهء سوخوي27 بدست آمده است. با اين حال، در طراحي هواپيما، به كاهش اثر ايجاد شده روي صفحهء رادار توجه شده است. براي رسيدن به اين هدف، از مواد جذب كنندهء اشعهء رادار، محفظهء دروني نصب جنگ‏افزار و فضايي جداگانه ويژهء نصب يك رادار پيشرفته استفاده شده است.



با وجود آنكه طرح هواپيماي ايكس-29 آمريكايي، يك جنگندهء مفهومي و تحقيقاتي در دههء 1980 به شمار مي‏رفت، سوخوي47 با اندازه‏اي برابر دو برابر ايكس-29، در قياس با رقيب آمريكايي خود، بسيار به يك جنگندهء رزمي و عملياتي شباهت نزديك پيدا مي‎كند.

به منظور رفع مشكل پيچش حول محور افقي در بالهاي رو به جلو (wing-twisting)، در ساخت بالهاي سوخوي47، به طور گسترده و با دقت فراوان از مواد كامپوزيت استفاده شده است تا به هنگام انجام مانورهاي سنگين يا پرواز در زاويه‎‏هاي بالا، ساختمان بال به هنگام پيچش، مقاومت كافي از خود نشان دهد و الگوي آيروديناميكي را خود حفظ نمايد. با توجه به مساحت زياد بالها در سوخوي47، در اين هواپيما مي‏توان سيستم تا شدن براي بالها تعبيه نمود تا هواپيما درون آشيانه‏هاي نيروي هوايي روسيه قابل جاي‏گيري باشد. همانند نمونهء پيشين يعني سوخوي37، سوخوي47 به دليل بهره‏مندي از يك جفت كانارد، در طبقه‏بندي هواپيماهاي سه باله (triplane) قرار مي‏گيرد. موضوع جالبتر اينكه در قسمت دوّم سوخوي47، دو زائدهء تيرك‏مانند غيرهم‏اندازه تعبيه شده است كه در يكي رادار عقب‏نگر و در ديگري چتر ترمز تعبيه مي‎شود.



مانورپذيري
سوخوي47 به طور گسترده و چشمگيري در انجام مانور در سرعتهاي زيرصوت بسيار توانمند است؛ سوخوي47، ضمن حفظ توانايي مانورپذيري خود در سرعتهاي زيرصوت، به راحتي و با سرعتي باورنكردني، قادر است زاويهء حمله و مسير پروازي خود را تغيير دهد. اين هواپيما داراي حداكثر سرعتي برابر 1.6 ماخ در ارتفاع بالا و حد تحمل فشار گرانشي در حدود 9 برابر مي‏باشد. ميزان تندي گردش هواپيما، بيشينه و كمينهء سرعت جهت رهاسازي جنگ‏افزارها، از ويژگيهاي حياتي و بسيار مهمي جهت كسب برتري در رزم قلمداد مي‎شوند.

سوخوي47 ضمن دارا بودن شاخص‏هاي بسيار قوي مانورپذيري، قادر است به راحتي استواري پروازي خود را حفظ نمايد و در زاويهء حملهء بالا، كنترل‏پذير باشد. ميزان تندي گردش به هنگام نبردهاي نزديك هوايي و همچنين نبردهاي متوسط و دور، شاخص بسيار مهمي به شمار مي‏آيد، زيرا امكان دارد حين انجام يك ماموريت رزمي، هواپيما ناچار شود با اهداف متعدد و پراكنده شده در قسمتهاي مختلف آسمان درگير شود. ميزان تندي بالاي گردش در سوخوي47، به خلبان اين امكان را مي‏دهد تا هواپيمايش را به سرعت به سمت هدف بعدي بچرخاند تا فرصت شليك اوّل را حفظ نمايد.

مقايسهء هواپيمايي مجهز به بالهاي رو به جلو، با هواپيمايي داراي بالهاي رو به عقب در همان اندازه، برتري‏هاي به شرح زير براي مدل رو به جلو را آشكار مي‎سازد:
* نسبت بيشتر عدد برا به پسا
* ظرفيت و توانمندي بالاتر به هنگام انجام مانور در نبردهاي داگ فايت (نزديك)
* برد پروازي بيشتر در سرعتهاي زير صوت
* بهبود شاخص واماندگي (Stall) و ضدچرخش به دور خود (anti-spin)
* بقاپذيري بيشتر در زاويهء حملهء بالا
* امكان پرواز در سرعتهاي كمتر از كمينهء موجود براي مدل بال به عقب
* فاصلهء كمتر جهت برخاست و فرود


بدنه
از نماي كنار، بدنهء سوخوي47 تخم‏مرغي شكل است و با استفاده از آلياژهاي آلومينيم و تيتانيوم ساخته شده است؛ ضمن اينكه 13 درصد از وزن بدنه با استفاده از مواد كامپوزيتي شكل گرفته است. پوشش روي دماغه در قسمت جلو، تا حدي مسطح است و داراي يك لبهء افقي مي‏باشد تا شاخص ضدچرخشي هواپيما بهبود پيدا كند.


بالها
بالهاي وسط بدنه نصب شده و رو به جلو، نماي غيرمتعارف و ناآشناي سوخوي47 را تشكيل مي‎دهند. قسمت قابل توجهي از نيروي برا، به واسطهء بالهاي رو به جلو و در قسمت مياني بالها فراهم مي‎گردد. اين نيروي كشش هيچگاه به واسطهء واماندگي نقاط نوك بالها از دست نمي‎‏رود. شهپرها (سطوح كنترلي بالها)، همچنان در زوايه‎هاي حملهء بالا موثر باقي مي‏مانند و كنترل‏‏پذيري هواپيما را به هنگام عبور جريان هوا از قسمتهاي متحرك روي بالها حفظ مي‏نمايند.

بيش از 90 درصد سازهء پوششي روي بالها را مواد كامپوزيتي تشكيل مي‏دهند. بالهاي رو به جلو، بيشترين مقدار سطح ظاهري يا Aspect Ratio را فراهم مي‏آورند كه اين امر، باعث افزايش مداومت پروازي هواپيما مي‏‎گردد. زائده‏هاي متحرك كنترلي جلوي بالها (LEX) به نرمي با سطح بالها همسان مي‎شوند. اين زائده‏ها (LEX) با سطوح فلپها، شهپرها و لبه‏هاي متحرك انتهاي هواپيما هماهنگ ساخته شده‏اند. تمامي سطوح متحرك و كاناردهاي مثلثي شكل به زائده‏هاي توسعه‏يافته (LEX) متصل هستند. قسمت داخلي چنين بالي مي‏بايست از مواد بسيار قوي ساخته شود تا در برابر نيروهاي پيچشي كه سعي در چرخاندن و شكستن بالها را دارند، به ويژه در سرعتهاي بالا، مقاومت نمايد. ناگزيري نيروهاي پيچشي، باعث شده است تا به منظور افزايش استحكام بال، در ساخت آن، به ميزان قابل توجهي از مواد كامپوزيتي استفاده گردد. به همين دليل، حداكثر سرعت قابل دست‏يابي به 1.6 ماخ محدود مي‏شود، به همين دليل مهندسين سعي دارند با انجام تغييراتي، از اين سقف سرعت فراتر روند، اما تاكنون سقف سرعت جديد مشخص نشده است.


تغيير بردار رانش
اگرچه استفاده از سيستم تغيير بردار رانش يا خروجي‏هاي متحرك اگزوز هواپيما، موضوعي جديد و انقلابي محسوب نمي‎‏شود، اما قدرت تغيير بردار رانش به ميزان 20 + تا 20 – در زاويهء حملهء 30 درجه بر ثانيه، به هنگام چرخش حول محور عمودي يا عرضي و گردش به اطراف، به ميزان بسيار زيادي، چالاكي حاصل از بالهاي رو به جلو را افزايش مي‏دهد.


كابين
طراحي كابين، به طور عمده حول ايجاد حداكثر آسايش و راحتي خلبان قرار گرفته است، ضمن اينكه چيدمان كابين به نحوي است كه خلبان قادر باشد به هنگام انجام مانورهاي سنگين و وارد آمدن فشار گرانشي سنگين، بتواند هواپيما را كنترل نمايد. سوخوي47 به يك مجموعه صندلي پرتاب شوندهء جديد و «سيستم پشتيباني زندگي» (life support system) مجهز شده است. شكل هندسي متغير صندلي پرتاب شوند، اين امكان را مي‏دهد تا در زاويه‏اي به ميزان 60 درجه، ميزان فشار گرانشي ناشي از جاذبهء زمين، كاهش يابد و فشار كمتري به خلبان وارد آيد.

شكل صندلي خلبان، امكان درگير شدن در داگ فايت و انجام مانورهاي فرار از موشكها را حتا به هنگام وارد آمدن فشارهاي گرانشي سنگين به راحتي فراهم مي‎سازد.

در سوخوي47، اهرم هدايت اصلي هواپيما در قسمت كنار تعبيه شده و داراي حساسيت بالا مي‏باشد؛ ضمن اينكه بر اساس استاندارد متريك تنظيم گشته است. استفاده از صندلي متمايل به عقب، براي اوّلين بار در جنگندهء اف-16 به كار گرفته شد، اما به دليل دارا بودن فايده‏هاي اندك، در هيچ هواپيماي آمريكايي ديگري مورد استفاده قرار نگرفت.


سوخوي47: آزمايشگاه پرنده
در اوايل سال 2003، شرکت «سوخوي»، برندهء مناقصهء ساخت جنگندهء شكاري نسل پنجم شد. زمان اولين پرواز سال 2006 مي‏باشد. اما هواپيماي «سوخوي47» يا به عبارت ديگر «برکوت»، که الگوي جنگنده‏هاي شكاري جديد محسوب مي‎شد و داراي بالهاي با جهت مخالف بود (متمايل به جلو) هواپيماي نسل پنجم نيست.

در دفتر طراحي و تجربي «سوخوي»، مهندسين معتقدند که اين هواپيما بيشتر يک آزمايشگاه پرنده است که بر مبناي آن، تكنولوژي‏ها و مواد جديد مورد آزمايش قرار مي‏گيرند. ولي نهايتن جنگندهء نسل پنجم چه شکلي خواهد بود؟ ظاهر آن هنوز در حال شکل‎گيري است (طبق اطلاعات موجود در دفتر طراحي - تجربي «سوخوي»، 5 نمونه وجود دارد که در حال گذارندن مراحل آزمايشي خود از لحاظ قابليت آئروديناميکي مي‎باشند).

مشکل اينجاست که طراحان و نظاميان، هنوز بر سر نوع جنگندهء جديد بحث مي کنند كه اين هواپيما چه مشخصه‎هايي بايد داشته باشد؟ آيا بايد شبيه هواپيماي نامرئي اما در عين حال داراي قابليت مانور کم همانند F-117 بوده که قادر باشد به مقصد برسد و پس از شليک تمام موشکها و بمبهاي خود، به پايگاه برگردد؟ آيا بايد يک جنگندهء نامرئي همانند F-22 باشد که نه تنها قادر به بمباران دقيق بوده بلکه بتواند در جنگهاي نزديک و رودرو نيز فعاليت کند؟

از سوي ديگر، طراحان مي‎گويند که در مرحلهء اول بايد مشکلات موجود به ويژه در زمينهء فني را حل نمود. براي مثال ميدان حرارتي هواپيما را بايد کاهش داد. بايد بر روي دريچه‎هاي هوايي و موتور سرپوشهاي نصب شود که در صورت شناسايي هواپيما از طريق رادارهاي دشمن و يا اگر به سمت آن موشکي با كلاهك حساس به حرارت شليک شود، اين سرپوشها بسته شود. يا اين مشکل را بايد از طريق پراکندن هوا حل نمود.



ويژگي هاي «سوخوي47 بركوت»

ويژگيهاي عمومي
كشور سازنده: روسيه
كمپاني:سوخوي
خدمه: يك نفر

طول: 22.6 متر = 74 فوت و 2 اينچ
گستردگي: 15.16 متر = 49 فوت و 9 اينچ تا 54 فوت و 9 اينچ
ارتفاع: 6.3 متر = 20 فوت و 8 اينچ
سطح بالها: 666 فوت مربع = 61.87 متر مربع
وزن خالي: 36100 پوند = 16375 كيلوگرم
وزن بارگذاري شده: 55115 پوند = 25000 كيلوگرم
حداكثر وزن قابل برخاست: 77162 پوند = 35000 كيلوگرم

پيشرانه
دو دستگاه موتور توربوفن AL-37FU ساخت ليولكا (Lyulka) در نمونهء آزمايشي داراي پس‏سوز مشتق شده از موتور D-30F6 مجهز به سيستم تغيير بردار رانش (در مدل تغيير يافتهء FPU)، مجهز به كنترل ديجيتا
كشش خشك: 83.4 كيلونيوتن = 18700 پاوند فيت براي هر موتور
كشش با پس‏‎سوز: 142.2 كيلونيوتن = 32000 پاوند فيت براي هر موتور

تغيير بردار رانش: 20 + تا 20- در زاويهء 30 درجه در هر ثانيه

قابليت ها
حداكثر سرعت: 1.6 ماخ = 1600 كيلومتر بر ساعت = 1056 مايل بر ساعت
حداكثر سرعت در سطح دريا = 1.34 ماخ = 1400 كيلومتر بر ساعت = 870 مايل بر ساعت

برد: 3300 كيلومتر
سقف پرواز خدمتي: 18000 متر = 59050 فوت
نرخ اوج‏گيري: 230 متر بر ثانيه = 45300 فوت در دقيقه

ميزان بارگذاري بالها: 79.4 پوند بر فوت مربع = 360 كيلوگرم بر متر مربع


جنگ‏افزارها
يك دستگاه مسلسل 30 م م از نوع GSh-30-1 با 150 تير فشنگ
14 جايگاه سخت: 2 در نوك بالها، 6 تا 8 در زير بدنه، 4 تا 6 به صورت تطبيق با بدنه در زير بدنهء اصلي جهت:
هوا به هوا: موشكهاي R-77 و R-73
هوا به زمين: X-29T، X-29L، X-59M، X-31P، X-31A، KAB-500 و KAB-1500
+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 و ساعت 21:25 |

http://www.weaponpm.com/images/stories/b20317.jpgهواپيماي  B2ملقب به روح، بمب افکني چند ماموريته است که قادر به حمل بمب هاي معمولي و اتمي نيز مي باشد.

اين بمب افکن به عنوان گامي بلند در تکنولوژي هوايي، نقش مهمي را در برنامه به روز سازي بمب افکن هاي آمريکايي ايفا نموده است. اين هواپيما، داراي قدرت آتش يا رهاسازي بمب به ميزان بسيار زياد و در هر مکاني از جهان است که حتي دفاع هاي زميني بسيار نيرومند نيز حريف اين بمب افکن نمي شوند.

اين هواپيما در مقايسه با ديگر بمب افکن هاي عمده آمريکايي مانند بي 52 و بي 1 بي، قابليت انعطاف پذيري و موثر بودن بسياري را با خود به همراه دارد و قابل ترين گونه در ميان بمب افکن هاي سرنشين دار است. مهمترين ويژگي اين بمب افکن، پنهان کاري و مخفي بودن آن از ديد رادار است که توانايي بي نظيري در انهدام ارزشمند ترين پايگاه هاي دشمن حتي در قلب پدافند هاي هوايي بسيار سنگين به اين هواپيماي بمب افکن مي دهد. اين ويژگي ها، تماماً موجب شده اند که بي 2 به عنوان تنها بمب افکن قرن بيست و يکم شناخته شود. ويژگي هاي پنهان کاري، آيروديناميکي و توانايي حمل مقدار زيادي تسليحات، اين بمب افکن را از ساير بمب افکن هاي موجود در خدمت متمايز و جدا مي سازد. بدين وسيله، اين هواپيما قادر است به دور از ترس از شناسايي به وسيله رادار دشمن، در ارتفاعات بالا به عمليات و تجسس پرداخته و آزادي عمل فوق العاده اي نيز داشته باشد.
http://www.airforce-technology.com/projects/b2/images/b2_8.jpg

همچنين اين هواپيماي بمب افکن، به عنوان يک هواپيماي ميان قاره اي شناخته مي شود، چرا که برد بدون سوخت گيري آن حدود 9.600 کيلومتر بوده و در صورت سوخت گيري هوايي مجدد، داراي برد نامحدود گشته و توانايي سفر به هرجايي در دنيا را خواهد داشت. پنهان کاري اين هواپيما در مقابل حتي سيستم هاي بسيار پيشرفته راداري دنيا، ترکيبي از کاهش اشعه هاي گرمازاي مادون قرمز، صداهاي حاصله از موتور ها و ويژگي هاي بصري يا ديداري که با چشم قابل روئيت است، مي باشد. البته جنبه هاي مختلفي از راز هاي پنهان کاري اين هواپيما، جزو اسرار و اطلاعات طبقه بندي شده اند و اينک، ما تنها مي دانيم که استفاده از مواد کامپوزيتي در بدنه، لايه هاي ويژه جذب امواج روي بدنه و سرانجام طرح بال پرنده، همه و همه به مخفي بودن هر چه بيشتر اين بمب افکن کمک مي نمايند. ممکن است شما هم دقت کرده باشيد که اين بمب افکن، داراي سکان عمودي، افقي و يا پايدار کننده هاي ثبات و حتي نشاني از بدنه هواپيما نيست. اين چنين طراحي جالب و زيرکانه اي، به طرح بال پرنده موسوم است که در آن، هواپيما به شکل يک بال که تمامي تجهيزات در اين بال تعبيه شده اند طراحي مي گردد و امکان پيچش و غلت خوردن توسط تغيير مرکز ثقل هواپيما و يا سطوح کنترلي انتهاي اين بال پرنده صورت مي گيرد، که از مزاياي چنين طراحي، مي توان به کاهش سطح برخورد امواج راداري اشاره نمود.

 

در اين هواپيما، صداگيرهاي ويژه اي براي موتورهاي آن در نظر گرفته شده و گازهاي موتور نيز قبل از آزاد شدن در فضا، به طور کامل سرد مي گردند و اثر مادون قرمز آنان به طور کامل رفع مي گردد. همچنين اين بال پرنده در قسمت انتهايي به شکل دندان اره اي طراحي شده که اين نيز خود نوعي کمک به ويژگي پنهان کاري اين بمب افکن است. سپيريت قادر به حمل بازه گسترده اي از انواع بمب هاي هدايت ليزري، بمب هاي جي دم و مارک و بمب هاي هسته اي است که توانايي فوق العاده آن را به طور قابل توجهي مشهود مي سازد، چرا تمام اين تسليحات نيز در محفظه هاي داخلي حمل مي شوند. اين هواپيما، به صورت مشترک ميان شرکت هاي مشهور آمريکايي نورث روپ گرومن، بوئينگ، هيوز و لينک ديويژن طراحي و ساخته شده است.

 

 براي پيشرانش اين هواپيما، از چهار موتور توربوفن F-118 جنرال الکتريک با قدرت هر يک 17.300 پوند بهره برداري مي شود که همانطور که در بالا ذکر گرديد، تدابير ويژه اي در خروجي هاي اين موتورها به کار رفته است. طول اين بمب افکن حدود 20 متر و طول دو سر بال آن 52.12 متر است که از اين نظر، هواپيمايي بيشتر در عرض است و به خاطر طرح بال پرنده، جاي تعجبي هم ندارد. حداکثر وزن برخاست اين هواپيما، گاه به حدود 152 تن هم مي رسد و داراي سقف پروازي معادل 15 کيلومتر است. اين بمب افکن، با وجود پيچيدگي نسبي بيشتر نسبت به اسلاف خود، تنها داراي دو خدمه در مقابل براي مثال پنج خدمه براي هواپيماي بي 52 است که خود نکته اي قابل توجه است. در اين بمب افکن، خلبانان در کنار هم، سرخلبان سمت چپ و مسئول تسليحات نظامي در سمت راست، قرار مي گيرند. مهم ترين عمليات اين هواپيما به زماني باز مي گردد که در عمليات آمريکا بر ضد صربها، اين هواپيما از ايالت ميسوري آمريکا برخاسته و پس از بمباران کوزوو در شرق اروپا، با موفقيت به همان نقطه مراجعت نمود.

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 21:56 |

http://www.sharemation.com/ar8/Newcoy/SAAB-39/SAAB-JAS39A-Gripen-001.jpg?uniq=-fyfnqجنگنده چند منظوره گرپین توسط کمپانی ساب سوئد طراحی و ساخته شده است. این پرنده پرواز خود را در سال 1988 به انجام رسانیده و بالاخره در سال 1997 در نیروی هوایی سوئد وارد خدمت عملیاتی خود شد. طبق برنامه ریزی ، گرپین به تدریج جایگزین تمام هواپیماهای ویگن و دراکن شده است. JAS به معنی Jakt (جنگنده) ، attack (تهاجمی) و Spaning (شناسایی) در زبان سوئدی می باشد که نشان دهنده این است که هر فروند گرپین، توانایی به انجام رسانیدن تمام این ماموریت ها را دارد. ناگفته نماند نام گرپین نیز برگرفته از موجود افسانه ای با سر عقاب و بدن شیر است. 

گرپین توسط کنسرسیوم صنعتی متشکل از ساب، اریکسون مایکروویو سیستمز، ولوایرو کورپریشن ، ساب اویونیکز و FFV ایروتک ساخته شده است. یک شرکت بین المللی متشکل از مناقصه کار اصلی یعنی ساب و کمپانی بریتانیایی BAE Systems با نام Gripen International کار بازاریابی را برای صادرات این جنگنده برعهده گرفته است و ناگفته نماند طرف بریتانیایی ارابه فرود اصلی و قسمت هایی از بال را نیز تولید کرده است. 

JAS 39A گونه تک سرنشینه گرپین بوده و گونه آموزشی/عملیاتی این جنگنده با نام JAS 39B شناخته می شود که دارای تمام اویونیک و تسلیحات گونه تک سرنشینه البته بدون توپ می باشد.JAS 39C شامل هواپیماهای گروه سوم و نوع استاندارد صادراتی است که برای اولین بار در سال 2002 به نیروی هوایی سوئد تحویل داده شد. این هواپیما به نمایشگر رنگی کاکپیت، دستگاه تعبیه شده مولد اکسیژن (OBOGS) و قابلیت سوختگیری هوایی مجهز شده است. JAS 39D نوع دو سرنشینه گونه C می باشد که آن نیز مورد بهسازی های ذکر شده قرار گرفته است. 



قابل ذکر است که نیروی هوایی سوئد 204 فروند از هواپیمای گرپین را سفارش داده است که 28 فروند آنها از نوع دو سرنشینه می باشند. تحویل این جنگنده ها تا سال 2007 ادامه خواهد یافت. در نوامبر سال 1998 نیروی هوایی آفریقای جنوبی 28 فروند گرپین که 9 فروند آن دو سرنشینه بود سفارش داد. قرار است کمپانی دنل ایویشن از آفریقای جنوبی قسمت هایی از بدنه مرکزی را تولید کند. اولین پرواز گرپین های آفریقای جنوبی در سال 2005 انجام گرفته و تحویل سفارش نیز از سال 2008 آغاز خواهد شد.
بعد از آفریقای جنوبی مجارستان در نوامبر سال 2001 تفاهم نامه ای را جهت اجاره کردن 14 فروند گرپین A و B به شرط تملیک به امضا رسانید که دو فروند آنها از نوع دو سرنشینه بود. البته در سال 2003 متمم این قرار داد مبنی بر تحویل هواپیماهای بهسازی شده و ارتقا یافته C و D به جای گو نه های قدیمی به قرارداد قبلی اضافه شد که این هواپیما ها از سال جاری میلادی تحویل داده خواهند شد. در ژوءن سال 2004 جمهوری چک قرارداد مشابهی را به امضا رسانید که چهارده جنگنده نیروی هوایی جمهوری چک در سال گذشته میلادی تحویل داده شدند.



کاکپیت 



کاکپیت گریپن مجهز به مجموعه نمایشگر الکترونیکی EP-17 ساخت ساب اویونیکز می باشد که شامل سه نمایشگر چد منظوره و یک نمایشگر سر بالا است. نمایشگر سر پایین وسط اطلاعات تاکتیکی و نقشه کامپیوتری را نمایش داده و دو نمایشگرهای راست و چپ داده های پروازی و اطلاعات هدف دریافتی از مجموعه حساسه را نمایش می دهند. قابل ذکر است که ساب ایرواسپیس و BAE Systems با همکاری دنل کمولوس از آفریقای جنوبی یک سیستم نمایشگر یکپارچه نصب شده ذوی کلاه خلبان را برای جنگنده گرپین توسعه داده اند که بر پایه سیستم مشابه جنگنده یوروفایتر تایفون طراحی شده و به نام کبرا معروف می باشد.کبرا در جنگنده های گرپین آفریقای جنوبی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
کنترل سیستم هایی که از نظر زمانی حساس می باشند مانند تسلیحات و ارتباطات به صورت گروهی روی دسته گاز و اهرم هدایت قرار گرفته اند. سیستم کنترل پرواز نیز به صورت دیجیتالی پرواز با سیستم سه گانه سازی شده می باشد که توسط BAE Astronics و لاکهید مارتین تامین شده است.



تسلیحات

گرپین دارای هفت آویزگاه خارجی تسلیحات و بار می باشد که دو آویزگاه در نوک بال ها چهار تا زیر بالها در زیر بدنه قرار گرفته است. موشک های هوا به هوا شامل میکا ، آمرام و سایدواندر می باشد که با کد RB74 در نیروی هوایی سوئد شناخته می شود. موشک AIM-9L سایدواندر موشکی کوتاه برد می باشد که برای افزایش قابلیت های Dogfight طراحی شده است.موشک های هوا به زمین نیز شامل موشک های ضد کشتی هدایت شونده راداری Saab RBS 15 F و موشک ماوریک ساخت ریتءون است. به گونه ای جدیدتراین جنگنده در آینده مجهز به موشک های کوتاه برد هوا به هوای IRIS-T و نیز موشک های هوا به هوای فراتر از میدان دید متءور خواهند شد.علاوه بر این پرتاب موشک دورایستای KEPD 350 نیز از این جنگنده با موفقیت همراه بوده است.
توپ 27 میلیمتری ماءوزر نصب شده در داخل بدنه به صورت خودکار دارای هدایت راداری می باشد. ضمنآ نوعی غلاف شلیک راکت تیز با موفقیت روی گرپین آزمایش شده و به صورت عملیاتی روی این جنگنده مورد استفاده قرار گرفته است.



پادکارها

ساب اویونیکنز مسوول تولید مجموعه الکترونیک EWS 39 برای نصب روی جنگنده های گرپین سوئد شده است. EWS 39 یک سیستم یکپارچه جنگ الکترونیک است که هشدارهای راداری، فاصله یابی الکترونیکی و پخش تله های راداری و حرارتی را در این پرنده امکانپذیر می سازد. 


رادار دوربرد پالس داپلر اریکسون


حساسه ها

رادار پالس داپلر چند منظوره اریکسون PS-05 دارای حالتهای دوربرد هوا به هوا، ردیابی در حین کاوش، ردیابی هدف چند حالته، حالت های تجسس سریع رزم هوایی و ارزیابی حمله و نو کردن داده های فراتر از میدان دید نیمه مسیر موشک است.
حالت های هوا به سطح نیز سامل تجسس و شناسایی هدف دوربرد، ردیابی هدف چند حالته ، نقشه یابی با تفکیک بالا ، مسافت یابی هوا به سطح و در نهایت متمرکز کردن پرتوی رادیویی داپلر(DBS) می باشد.
گرپین مجهز به حساسه جلونگر فروسرخ (FLIR) و سیستم جستجو و ردگیری فروسرخ ساخت IR-Otis می باشد. همچنین نه فروند از گرپین های نیروی هوایی سوئد مجهز به غلاف شناسایی ساب تک مدولار شده اند که شامل حساسه فروسرخ CA270 Optical/Recon است. البته این سیستم در سال جاری میلادی وارد خدمت خواهد شد.



ارتباطات

این هواپیما مجهز به گیرنده / فرستنده رادیویی VHF/UHF از ساب تک و کترونیکز و نیز سیستم شناسایی دوست از دشمن (IFF) تالس TSC2000 می باشد. یک خط ارتباط داده ای هوا به هوا امکان مبادله بدون تاخیر داده ها را با دیگر واحد های هوایی امکانپذیر می سازد. در نقش تهاجمی و شناسایی می توان اطلاعات کسب شده از رادار را از طریق این خط ارتباط به دیگر واحد های هوایی که در سکوت راداری در حال پرواز می باشند انتقال داد.



پیشرانه

پیشرانه RM12 از کمپاتی ولووایرو نمونه توسعه یافته پیشرانه GE F404 کمپانی جنرال الکتریک می باشد. یک سیستم کنترل دیجیتال پارامترهای موتور را تحت نظارت خود داشته و به صورت خودکار در صورت نیاز سیستم پشتیبان را فعال می سازد. همچنین یک سیستم ناظر وضعیت داده های پروازی را نشان می دهد.
برای افزایش برد یک لوله سوخت گیری هوایی نیز در این هواپیما به چشم می خورد که برای حفظ شکل آیرودینامیکی به داخل بدنه جمع می شود. 


بعد از فرود از پیش بالها به عنوان سطوح ترمز کننده برای کاهش مسافت ترمز استفاده می شود


**مشخصات هواپیما** 



فاصله دو نوک بال از هم : 4/8 متر
طول هواپیما شامل لوله پینو : 1/14 متر
ارتفاع : 5/4 متر
حداکثر وزن برخاست : 14 تن
حداکثر سرعت : مافوق صوت در تمامی ارتفاعات

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت 21:53 |